سپیدگویی ۴۳ - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 15:20
همیشه خودمو از این چیزی که الان هستم دور می دیدم.یک‌زن قوی و‌مستقل که خونه و‌زندگی خودشو‌داره.همیشه دلم‌به حال زنهایی مثل الان من ،می سوخت و‌میگفتم خودشون خواستن اینطوری باشن.یه ادم‌منفعل که هیچ حق انتخابی در زندگی مشترک ندارن و‌چشمشون به دست شوهرشونه.میگم آدم از هرچی بدش بیاد سرش میاد. شده حکایت ال...
سپید گویی ۴۲ - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 19:59
صحنه اول:(صدای تلفن)-الوخانم آقای ...-بله خودمم بفرمایید!-چیزی نیست هول نکنید ،آقای ... کمی درخورن مشروب زیاده روی کردن بردنش بیمارستان.-چی؟!!! چطور ممکنه؟!توروخدا راستشوبگید اون هرگز مست نمیکرد!!!-گفتمکه نگران نباشید زنگ زدیم آمبولانس بردنش بیمارستان .ادرس بیمارستان روبراتون میفرستم.( زن هراسان گری...
سپیدگویی ۴۰ - تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 20:16
آروم باش ای روح زخم خوردهشاید ته این ظلمات ، نوری باشهاگه روزگار با تو نمیسازه تو با روزگار بساز لعنت به اجبار... + نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ساعت 0:19 توسط سپیده  |  Adblock test (Why?)
سپید گویی ۳۹ - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 19:19
خدایا سلامحالمو نپرس داغونمامروز به معنای واقعی تحقیر شدم.امروز برای با چندم فهمیدم که دوست داشتن و دلشوره گرفتن و نگرانی برای کسی که ذره ای برات ارزش قائل نیست ، کاره بیهوده ای.میگن آدما از هرچی بدشون بیاد سرشون میاد... دقیقا همینطور... کاش برمیگشتم به یه سال قبل، کاش زندگی اینی نبود که الان هست......
سپیدگویی ۳۸ - تاریخ: 1402/6/28 ساعت: 20:54
سلام خداجونچه خبر؟خوبی؟من امروز اصلا حالم خوب نیست.دلم برای مامان و بابا و خواهر و داداشم تنگ شده.دلم برای روزهای بی دغدغه و دوستام تنگشده.اینجا آدما قلبشون یخ زده.. حتی خودشونم دوست ندارند چه برسه طرف مقابلشون رو.شایدم از بس در قلبشون بسته مونده دیگه به تنهایی عادت کرده.من تحمل این همه سرما رو ندار...
سپید گویی ۳۷ - تاریخ: 1402/5/10 ساعت: 19:33
خدایا سلامالان سرت شلوغه؟وقت شنیدنم حرفهامو داری؟میشه بگی دیکتاتور کیه؟اونی که فقط حرف میزنه ولی گوش شنوایی نداره؟اونی که تمام سعی شو میکنه تا غرورت رو بکشنه، عزت نفس تو بگیره، اونی بی احترامی میکنه ولی تحمل شنیدن یه نه رو نداره؟خدا من کجام؟ اینجا کجاست؟خدایا حواست بهم هست؟به چی دلمو خوش کنم؟ + نوشت...
سپیدگویی ۳۶ - تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 13:33
و عشق تنها واژه ای که آدمی را به مسلخ می کشاند و در ژرفای نابودی فرو می برد.عشق بزرگترین دروغی که انسان به خود گفته و با آگاهی از نابودی خود ، باز با تمام وجود خواهانش هست. + نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 3:18 توسط سپیده  |  Adblock test (Why?)
سپیدگویی ۳۵ - تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 23:43
خدای خوب من سلام.من خوبم.مثل همون خوبی که روزی چند دفعه تو جواب سوال دیگران میگیم.کاش یکی برای یه بارم شده از ادم بپرسه فلانی حال دلت خوبه؟بعد ادم با فراغ خاطر و با صدای بلند و از ته دل بزنه زیر گریه و تمام حرفهایی که رو دلش سنگینی میکنه رو با خیال راحت به زبون بیاره.من دلم یه رفیق میخواد، رفیق روزه...
سپیدگویی۳۲ - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:57
خدای خوب من سلامامروز دومین روز بهار ۱۴۰۱ هست.سال نو شده ولی حال دل من و حال زندگی من و حال بقیه تغییر نکرده.همه چیز همونقدر مزخرف پیش میره.خدایا چرا ادما اینقدر تنها هستند؟!چرا با وجود خونواده باز هم تنهاییم؟!دلم میخواست درمورد اتفاقها و مسائلی که به وجود میاد و باعث ناراحتیم میشه راحت درموردش با ع...
سپیدگویی۳۳ - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:57
خدای خوب من سلامامشب طولانی تربن و سخت تربن شب زندگی منه.خودت از همه چیز خبر داری.اگه گذشته و حال و اینکه آینده چی میشه.کاش امشب یکی از همون فرشته هاتو برام میفرستادی که بهم بگه فردا چی میشه.فردا قرار مهم ترین اتفاق زندگی من رقم بخوره.کاش میشد میتونستم اون هیجان درونی منو اونطورکه باید نشون بدم.اما ...
سپیدگویی ۳۴ - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:57
خدای خوب من سلامخدایا میخوام ازت تشکر کنم بابت همه چیزبابت اینکه اون شب توی هتل صدامو شنیدیبابت اینکه بعدش  بهترین روزهای زندگیمو سپری کردم.۵ روز رویایی...۵ روز کنار بهترین و عزیزترین کس زندگیمخدایا ممنونم بابت همه چیزخدایا تا اینجای زندگی هوامو داشتی.لطفا بعدداز اینم کمکم کن که زودتر تکلیفم مشخص شه...
سپیدگویی۱۸ - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 12:46
به جایی رسیدیم که برای گفتن دوست دارم باید قسم خورد وگرنه باورش سخته
سپیدگویی19 - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 12:46
آیا جهاندر جادوی روشنِ همین سادگیخلاصه نمیشود؟آیا ما میتوانیم میان مویههای آدمیباز به آوازی از شادمانیِ بیپایان زندگی برسیم؟او که میگویدکلمه همین و تکرار همین و ترانه همین است،حتما بهتر از من میداندکه نجات دهندهی دیگری در راه نیست.#سیدعلی_صالحی
سپیدگویی ۱۰ - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 20:08
کاش اینجا بودیهمین کنار خودمو من یادم میرفتکه خسته امخوابمویرانم #سیدعلی صالحی
سپیدگویی ۱۱ - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 20:08
می رسد اینکه بهار خوش به حال روزگار
سپیدگویی ۱۲ - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 20:08
گاهی ناگهان و بی خبر اتفاق خوبی میفته اما کوتاه و وقتی دوباره منتظرش هستی ...دیگه تکرار نمیشه
سپیدگویی۱۵ - تاریخ: 1397/10/14 ساعت: 20:08
انسانها زمانی پیر میشوند که رویاهایشان را از دست دهند. گابریل گارسیا مارکز
سپیدگویی ۷ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:21
برايت روياهايى آرزو مى كنم تمام نشدنىو آرزوهايى پر شوركه از ميانشان چند تايى برآورده شودبرايت آرزو مي كنم كه فراموش كنىچيزهايى را كه بايد فراموش كنى برايت شوق آرزو مى كنمآرامش آرزو مى كنمبرايت آرزو مى كنم كه با پرواز پرندگان بيدار شوىو يا با خنده ى كودكانبرايت آرزو مى كنم كه دوام بياورىدر ركود، بى ت...
سپیدگویی ۸ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:21
ستاره را گفتم:u200fكجاست مقصد اين كهكشان سرگشته؟كجاست خانه اين ناخداي سرگردان؟كجا به آب رسد تشنه با فريب سراب؟ستاره گفت كه:u200fخاموش ، لحظه را درياب!u200f #فریدون_مشیری سپید نوشت :پاییزتون قشنگ و پر از رنگهای شاد و گرم
سپیدگویی ۹ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:21
من ندانم ز کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم آخر ننمایی وطنم؟ مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بودست مراد وی از این ساختنم؟